تصمیم داشتم برای شام قرمه سبزی درست کنم. صبح که رفتم سراغ لوبیا ، دیدم که دیگه آخرشه و لوبیا ها تموم میشه. شب هم که اومدم سبزی بریزم، دیدم سبزی ها هم آخرش بود. کم کم آذوقه هایی که مامان بابا آورده بودن داره تموم میشه. حالا خدا بزرگه.... اما قرمه سبزی اش بد نشده بود.... ت
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment